برای کسی که همیشه میماند ...

هی باد را ورق می زنم و درختانی که از هیاهوی گنجشکان بهاری سرمستند

هی زمان را دوره می کنم و در گردشی سالیانه به تو می رسم

به خودم به همه روزگارهای سپری شده

به سر مستی لحظه های بی دریغ و پاک به بیداریهای شبانه مادرانه در کنار فرزند

به نجوای عاشقانه لالائی مادر ی برای فرزند بی تابش

که هیچ مسکنی ارامش نمی کند

به گریه های بی دریغ و بی دروغ سرشار از حس مادرانه مهر

در هر گوشه اش تو را می بینم و در هر گردشی به تو می رسم

انگار تو در همه مدارها قرار داری در هر چشم گرداندنی درهر نگاهی

هیچ وقت هیچ فرزندی از مهر به مادرش دروغ نمی گویید

انگار همین دیروزبود  و سالهای سال که مهر مادرانه جای فقدانش را گرفت

 

رفتی  ولی  کجا!  که به  دل جا گرفته ای       دل  جای  تست گر چه دل از ما گرفته‌ای

/ 4 نظر / 14 بازدید
احمد زنگنه

سلام استاد .همیشه از مطالب شما استفاده میکنم.مطالب خوب و ارزشمندیست. متاسفانه شما وقتی به وبلاگم آمدید که وبلاگم به هم ریخته بود از شما خواهش میکنم یک دفه دیگه بیایید و نظرتون رو درباره نقاشی هایم بگویید. با تشکر زنگنه

000

بی تو چه بی تابم مادر

جوانشیری

سلام. دست پر مهر مادر تنها دستی است که اگر کوتاه از دنیا هم باشد، از تمام دستها بلند تر است . . .

اميد نوري

سلام دوست من زيباست وبيانگر قسمتي از واقعيت موجود . اين كه مي گم قسمتي براي اين است كه ما فقط محبت قابل لمس او را تجربه كرده ايم ومقايسه اي با محبت خود به فرزندانمان همانطور كه فرزند محبت وعلاقه كامل ما را درك نمي كند مانيز ميزان عشقي كه تا عمق وجود موجودي به نام مادر وپدر هست قابل درك نيست وتازه اين ميزان قابل لمس هم زماني بيشتري احساس را برايمان ايجاد مي كند كه ديگر دير شده واز دست داده ايم وهميشه ياد آن جمله حسين پناهي با نام مادر برام تداعي مي شود كه به بهشت نمي روم اگر مادرم آنجا نباشد.....