بت تراش

 

سلام 

چندی پیش دوستی که خاطرش همیشه برای من مبارک است در تماسی تلفنی سراغ شعر پیکر تراش یا بت تراش نادر پور رو ازم گرفت .خاطر خوش مودت و دوستی این یار دیرین بهانه ای شد تا شعر زیبای نادر پور زینت ادامه این یادداشت باشد . 

 

بت تراش

          نادر نادرپور          
پیکر تراش پیرم و با تیشه خیال
یک شب تو را ز مرمر شعر آفریده ام 

تا در نگین چشم تو نقش هوس نهم
ناز هزار چشم سیه را خریده ام


بر قامتت که وسوسه شستشو در اوست
پاشیده ام شراب کف آلود ماه را 

تا از گزند چشم بدت ایمنی دهم
دزدیده ام ز چشم حسودان، نگاه را 


تا پیچ و تاب قد تو را دلنشین کنم
دست از سر نیاز به هر سو گشوده ام 

از هر زنی، تراش تنی وام کرده ام 
از هر قدی، کرشمه رقصی ربوده ام 


اما تو چون بتی که به بت ساز ننگرد 
در پیش پای خویش به خاکم فکنده ای

مست از می غروری و دور از غم منی
گویی دل از کسی که تو را ساخت، کنده ای 


هشدار زانکه در پس این پرده نیاز 
آن بت تراش بلهوس چشم بسته ام 

یک شب که خشم عشق تو دیوانه ام کند 
بینند سایه ها که ترا هم شکسته ام ! 


 

/ 6 نظر / 5 بازدید
نسرین

سلام ممنون از حضور سبزتون. شعر بسیار زیبایی بود. با آرزوی سلامتی و شادی برای شما و خانواده محترم. [گل]

میم مقدس

چه ایده ی خوبی بود:خودمان باشیم... دیدن وبلاگ یک آشنا دلشادم کرد... لینکتون کردم همشهری

Ieki

Salam.jaleb bud hamshahri

Ieki

Salam.jaleb bud hamshahri

Ieki

Hade aghal inja dar in fazaie majazie por ebham tarse nagoftan nist.tarse ru be ru shodan ba bazkhorde ertebate kalami ba iek gheire ham jens.bogzar nashenas bemanim o raha baradar!

نقش عشق

با عرض سلام وادب متشکرم از حسن نظر وتوجه حضرتعالی [گل]