وب نوشته ها ...

خواب و هذیان و بهار
نویسنده : علی رضا صدریخواه - ساعت ٢:٠٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٥ فروردین ۱۳۸٩
 

خوابهای طولانی ام را 

کوتاه میکند

هذیانهای بریده بریده مردی که درخواب تورا صدا می زند .

عرق میکنم

روزهای طولانی ام را

حیاط خلوت و سایه های ناپایدار.که تورا هی راه می روند و نمی رسند .

پرنده های درخت خشکیده چنار

خنده های تورا با خود

به هوا بلند می شوند .

دلم می خواهد خواب باشم و به روزهای طولانی فکر نکنم

هیچ هذیانی بیدارم نکند

خواب باشم و بهار شده باشد و در خت چنار همچنان سر سبز

و پر گنجشک.

و هیچ باغچه ای سایه مرا مرور نکند .....


می تر سم تو بیائی...

بگذار خوابهاب بلند برآشوبد 

و سایه ها هی بگذرند وآفتاب شود 

بگذار تو نباشی 

ولی بهار شده باشد 

پر گنجشک و درختان سر سبز چنار 

و باز

تو

در نغمه هایشان به هوا بلند شوی .