وب نوشته ها ...

بت تراش
نویسنده : علی رضا صدریخواه - ساعت ۱:٤٩ ‎ق.ظ روز جمعه ٩ بهمن ۱۳۸۸
 

 

سلام 

چندی پیش دوستی که خاطرش همیشه برای من مبارک است در تماسی تلفنی سراغ شعر پیکر تراش یا بت تراش نادر پور رو ازم گرفت .خاطر خوش مودت و دوستی این یار دیرین بهانه ای شد تا شعر زیبای نادر پور زینت ادامه این یادداشت باشد . 

 

بت تراش

 
     
  نادر نادرپور  
     
 
پیکر تراش پیرم و با تیشه خیال
یک شب تو را ز مرمر شعر آفریده ام 

تا در نگین چشم تو نقش هوس نهم
ناز هزار چشم سیه را خریده ام


بر قامتت که وسوسه شستشو در اوست
پاشیده ام شراب کف آلود ماه را 

تا از گزند چشم بدت ایمنی دهم
دزدیده ام ز چشم حسودان، نگاه را 


تا پیچ و تاب قد تو را دلنشین کنم
دست از سر نیاز به هر سو گشوده ام 

از هر زنی، تراش تنی وام کرده ام 
از هر قدی، کرشمه رقصی ربوده ام 


اما تو چون بتی که به بت ساز ننگرد 
در پیش پای خویش به خاکم فکنده ای

مست از می غروری و دور از غم منی
گویی دل از کسی که تو را ساخت، کنده ای 


هشدار زانکه در پس این پرده نیاز 
آن بت تراش بلهوس چشم بسته ام 

یک شب که خشم عشق تو دیوانه ام کند 
بینند سایه ها که ترا هم شکسته ام !