وب نوشته ها ...

بهار جان خوش آمدی
نویسنده : علی رضا صدریخواه - ساعت ٧:۱٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٤ اسفند ۱۳٩۱
 

 

بهار پاور چین پاور چین از راه می‌رسد. چون کودکی زیبا روی و پر خنده. جوان است و رویای هزاران امید را در خود می‌پرورد.

 


بهار پاور چین پاور چین از راه می‌رسد. چون کودکی زیبا روی و پر خنده. جوان است و رویای هزاران امید را در خود می‌پرورد.

برای یاد بهار همیشه خاطره عمو نوروز تکرار هزاران سال عهد قدیم طبیعت با فر هنگ عزیز ایرانی است. ولی من در کمال دوست داشتن عمو نوروز دلم می‌خواهد بهار را کودکی تصور کنم با لپ‌های گلی و موهای پیچ خورده و مجعد و لباسی باستانی با سبدی از گل و لبخند که بر سبزه زار زندگی گام می‌نهد.

برای کودک و پیر و جوان هدیه های رنگارنگ از مهر و صفا دارد و و همه با شوق به استقبالش می‌روند. در آغوشش می‌گیرند و قلب و روحشان را از بهشتی کودک خیال من پر می‌کنند.

و می گویند بهار جان خوش آمدی.

نگار زیبا روی و افشان موی خاطره های هزاران ساله. کودک لطیف احساسات زیبای ما خوش آمدی. ما سال‌هاست که به انتظار دیدنت امید را در دلمان می کارییم؛ و چشم انتظار عمو نوروز توییم عموی پیر سال‌های سال عموی خندان و مهربان همه باغچه های حیات همه خوبی‌ها و خوشی‌ها.

بهار جان.

امسال همه به پیشوازت می‌آییم کودکان و زنان و مردان در هر کوی و برزن در انتظارت می‌نشینند.

مادران و پدران و و ...غم دیدگان و عاشقان …

آهوان سیاه چشم دشت‌های آرزو و بلبلان نغمه خوان زیبائی و سرور ...و همه و همه.

بهار جان این را به خودم می‌گوییم تا یادمان باشد. وقتی می آییی آیینه دل در انتظار قدم بهشتی‌ات از زنگار شسته باشیم.

یادمان باشد تا خلعت خدادادی مهر را بر تن داشته باشیم و فراموشمان نشود مهر بانی رسم خوشایندی است؛ و هدیه واقعی خداوند ...

یادمان باشد برای تکمیل یک بخش از زندگی برای رازی که نمی‌دانم و برای بازی در نقشی از آنچه خداوند کارگردانش است به عرصه زندگی پا نهاده‌ایم. کاری کنیم بر صحنه زندگی نقشمان بدرخشد و ناممان که بخشی از نام خداوند است بماند.

بهار جان یادمان خواهد ماند که در روز اول سال و همه روزهای عمر به یاد همه کسانی که اولین بودند و تکرار نشدنی باشیم به یاد پدر مادر برادر و خواهر دوستان و آشنایان و بدانیم هیچ کس دومی ندارد و هر کس اولین است که خداوند او را در نقشی از روزگار ما جا داده است. حالا چه نقشی را بازی می‌کند خواست خداوند است.

یادمان باشد اگر لباس نو پوشیدیم غبار از دیده و دل نیز بروبیم. اگر دستی به همتی بلند می‌کنیم از همسایه کناری و کودک بی سامانی که خداوند نقش یتیمی را برای او برگزیده غافل نشویم.

و یادمان باشد.

 «... زندگی عرصه یکتای هنرمندی ماست».

هر کسی نغمه خود خواند و از صحنه رود.

صحنه پیوسته بجاست.

خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد «».

بهار جان خوش آمدی.

در انتظارت هستیم و منتظر قدم مبارکت.

یادمان باشد اگر...

پیشاپیش نوروز باستانی و فرا رسیدن بهار مبارک.