وب نوشته ها ...

 
نویسنده : علی رضا صدریخواه - ساعت ٩:۳۳ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۱ آذر ۱۳۸۸
 

اینم یک شعر زیبا از دوست عزیزم ایوب رستمی 

 

برای کسی که از خودکشی جان بدر برد............ 

 

هوای شرجی شهرت اگر چه روشن نیست

نمیر دخترکولی که وقت مردن نیست


 

برای کسی که از خودکشی جان بدر برد............ 

 

هوای شرجی شهرت اگر چه روشن نیست

نمیر دخترکولی که وقت مردن نیست

نصیحتی که نه، اما فقط ز من بپذیر

تمام غصه ی دنیا برای خوردن نیست

ودردهای خودت را بگو سبک تر شو

مگر زبان و دهانت برای گفتن نیست

نو شته بودی و خواندم  وصیتت را که

دگرتوان تحمل توان ماندن نیست

نوشته ای که مُسکّن بدو ن تاثیر است

واینکه مشکل روحت نبودِ مَسکن نیست

دو شعر ،خط شکسته ،شُمای یک تابوت

و شعر حک شده رویش که گفتی از من نیست :

شکستنی بود آخر  مواظبش باشید

به قول مفتی معبد  دل است ،آهن نیست

درست هر چه نوشتی  کشیدی و خواندی

همیشه کوچه ی بسته بدون روزن نیست

دو روز گریه و زاری دو روز دلداری

وبعد حس حضورت نبوده ، اصلن نیست

چه خوب شد که نمردی دوباره می گویم:

نمیر دختر کولی که وقت مردن نیست

ایوب رستمی