وب نوشته ها ...

بهار جان خوش آمدی
نویسنده : علی رضا صدریخواه - ساعت ٧:٤٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۱ اسفند ۱۳٩٠
 

 

قاصد سبز بهار

 

 

دوباره چشم به راهم که یار می آید

دوباره قاصد سبز بهار می آید

زمین به یمن و خوشامد لباس نو پوشید

قرین لاله و گل سبزه زار می آید

هوا زبوی بهاری معطر و سرمست

نسیم در دم عشقی دچار می آید

امیر سبزه لباسی زعشق بر تن کرد

به انتظار که آن گلعذار می آید

شکوفه ها به ترنم به شوق می رقصند

و از زمین و زمان گل ببار می آید

دلم زشور و تپش می زند پر و بالی

مگر رمیده غزالی خمار می آید

زمان ابهتی از نو گرفته و گویی

امیر عشق، وَ صدها سوار می آید

امیر قافله یار می رسد از راه

بهار با تن گلبار می رسد از راه


 
 
تولد تو
نویسنده : علی رضا صدریخواه - ساعت ۱٠:۳۳ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٢ اسفند ۱۳٩٠
 

امروز تولد تو است.

ستاره های نگاهت را

بگو ببارند ،

زمین، نمیرد از تشنه گی.

...................................

امروز تولد تو است.

از خوابِ سوسن ها

                      بیدار شو !

دسته گلی از باغچه ی هیاهو

برایت آورده ام.

.....................................

............................................

امروز تولد تو است، اما

این شمع ها را کسی نیست...

این بادکنک ها، ریسه ها ،

این کلاه های قیفی را کسی نیست...

نه، کسی نیست.

تنها منم، با خیالِ تو.

*

بایست کنار پنجره ،

به من نگاه کن ،

بگو: س س س سیب.

تیلیک!

 

***


تولد تو است امروز

ولی من هیچ هدیه ای برایت ندارم.

نگاه کن!

دست هایم خالی وُ

                      - دلم پُر.

پس بی خیال!

...........................................

برگرفته از وبلاگ پابرهنه تا ماه

http://baroun82.persianblog.ir

 

...رضا کاظمی .....

 

 


 
 
تولد
نویسنده : علی رضا صدریخواه - ساعت ٧:٠٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٧ اسفند ۱۳٩٠
 

 

یادم نرفته است  

 

هفتم اسفند روز تولد توست

 

روزی که خورشید بر چشمان زیبای تو خندید

 

و زمین به بوی تو بهار را سفارشی دوباره داد

 

و ان روز مبدا زیبائی و عشق شد

 

یادم نرفته است

 

و تا یادی هست اسفند برای من

 

پیغام بهار دارد

 

کاش می آمدی

 

اینجا زمستان بسیار طولانی است

 

ولی من می مانم

 

شاید این آخرین زمستان باشد ...

 

..........................................

............