وب نوشته ها ...

سال نو مبارک
نویسنده : علی رضا صدریخواه - ساعت ٥:۳٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٤ اسفند ۱۳۸٩
 

یا مقلب القلوب والابصار

یا مدبر الیل و النهار

یا محول الحول والاحوال

حوّل حالنا الی احسن الحال

    

 برآمد باد صبح و بوی نوروز              به  کام دوستان و بخت پیروز

مبارک بادت این سال وهمه سال       مبارک بادت این روز وهمه روز

 

 

بهار بهار چه اسم آشنائی           صدات میاد اما خودت کجائی

 

 

.......................................................................

دیدی بازم گذشت  یکسال دیگه . با همه لحظه های شاد و غمگینش .وقتی بودی وقتی نبودی وقتی همه لحظه های کشدار زندگی رو تجربه کردم .وقتی تو بیخیال همه اینها راهت رو کشیدی و رفتی .

و. به پشت سرت هم نگاه نکردی ........ووقتی خیلی ها از همه این لحظه های بیخیالی تو لحظه های زیبای سرور و نشاط ساختن .گریه کردن و بزرگ شدن به زمین خوردن و بلند شدن .یادت هست به تو می گفتن تو هیچ وقت نمی تونی فراموششون کنی .اونا بزرگتر از تو بودن بزرگ تر از همه زندگی و لحظه های گذراش

اونا بزرگ شدن .پسرا دخترا مردا زنا

همه یکسال بزرگتر شدن

به بیخیالی تو هم هیچ توجهی نکردن

و من همه این لحظه ها رو می فهمیدم

 

یکسال گذشت از دوستیها و و مهر بانیها

از دشمنیها و بی وفائی ها

می دونم حالا داریم افسوسشو می خوریم

مثل همه چیزهائی که رفتن

یکی می گفت :اون که رفتنیه باید بره ...

ولی کاش بهتر از این بود همه چیز

از خدا بهتر از اینو برا ی همه می خوام برای تو برای او برای من .

از خدا می خوام سال آتی رو تو تقدیرمون زیبا بنویسه

و بهار را بهانه می کنم تا به همه دوستام سلامی گرم بگم و آرزوی موفقیت برای همه.

 


 
 
 
نویسنده : علی رضا صدریخواه - ساعت ۳:٠٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۸ اسفند ۱۳۸٩
 

در دستهای گرم تو تبخیر می شود

مردی که در کنار دلت پیر می شود

مردی که خم نگشته مگر پیش پای تو

حالا به تار موی تو زنجیر می شود