وب نوشته ها ...

شل سیلور استاین
نویسنده : علی رضا صدریخواه - ساعت ۱:٢٥ ‎ق.ظ روز جمعه ۳٠ بهمن ۱۳۸۸
 

 

بعضی آدما هر چی بزرگتر بشن بچه تر می مونن.هر چی رشد کنند و کامل تر بشن تازه می فهمی چقدر کال و ترد و خوشبویند

مثل میوه های باغهای روستای من .نه اصلا مثل کوچکی های خودمون . کوچه باغهای خلوت بعد از ظهرو وهوس انار دزدی از باغ کناری همسایه  .هوس بالا پریدن از دیوار مسلح شده به بوته های خار خشک .

 


 
 
کمی تا قسمتی ...
نویسنده : علی رضا صدریخواه - ساعت ۱۱:٥۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٦ بهمن ۱۳۸۸
 

...کمی تا قسمتی ابری است 

 

...صدای گریه می آید

کسی آرام و بی فریاد

تمام لحظه های بی تو بودن را

کنار قصه های بی سرانجام زمانی دور

درون خستگی های شبی رنجور

...........می بارد

 


 
 
نقد ادبی
نویسنده : علی رضا صدریخواه - ساعت ۱۱:٤٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٦ بهمن ۱۳۸۸
 


نقد ادبی 

 

نقد ادبی چیست ؟

پژو هشگری و خلاقیت انسان به عنوان مخلوق خداوند بزرگ او را برجسته ترین موجود زنده ای که تا به حال شناسائی شده است قرار داده . انسان در دیدگاه ادیان الهی اشرف مخلوقات است و تمام جلوههای هنر مندی و زیبائی و خلاقیت بر گرفته از ان روح بزرگ و جاودانه است .

 


 
 
تک نگاره ها
نویسنده : علی رضا صدریخواه - ساعت ۱٠:٥٤ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٧ بهمن ۱۳۸۸
 

اینها مطالب به هم پیوسته ای نیستند .کاملا از هم مجزایند .شاید هم نوشته های یک ذهن به هم ریخته است . که این چند روز اتفاق افتاده است .شاید چیزی در درون آنها را به هم وصل کند .بالاخره هست همین ...

.................................................

می آئی می  مانم 

می خندی می لرزم

  

...دستها را بگشا

دیوارها فرومی ریزند

..........................

  دایناسورها می دانستند

 نسل تو منقرض خواهد شد

پیش از تو به خواب ابدی فرو رفتند

..............

به ستاره ها بگو بیاموزند

رابطه های تاریک با چشمکی روشن می شوند

.......................

زیبا ترین سروده های زندگی 

اعتماد به درو غهای توست

وقتی فکر می کنم عاشقی

...............

تکرار همیشگی

من تو

عشق دروغ

شاید عشق دروغی پر تکرار

اما تو هنوز زیبا ترین تعبیر دلم می شوی

حتی با عشق دروغی و تکرار

............

تصویر تورا خیال نقاشی کرد

چون سرخی سیب کال نقاشی کرد

این ذهن بهم ریخته ام را بانو

چشم توو حس وحال نقاشی کرد .


 


 
 
دل خوش
نویسنده : علی رضا صدریخواه - ساعت ۱:۳٢ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٤ بهمن ۱۳۸۸
 

دل خوش

 

جا مانده است 
 چیزی جایی
که هیچ گاه دیگر 
هیچ چیز 
جایش را پر نخواهد کرد 
نه موهای سیاه و
نه دندانهای سفید

 

(حسین پناهی)


 
 
قیچی شد
نویسنده : علی رضا صدریخواه - ساعت ۱٠:٥٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٢ بهمن ۱۳۸۸
 

یک شعر قدیمی از خودم برای یاداوری 

.......................

دل من پرنده بود بال و پرش قیچی شد 

سروسربلندی بود اما سرش قیچی شد

یه روزی مثل شما دیوونگی بود تو سرش

عاقلا آمدن و شوروشرش قیچی شد

دادمی زد آواز می خوند از عاشقی دیوونگی

همگی کر بودن آواز ترش قیچی شد

یه عالم آدم خوب دور و برش بودن ولی

نمی دونم که چی شد دور و برش قیچی شد

شب تا صبح تو گذر کهکشونا قدم می زد

راهو گم کرد –نمی دونم گذرش قیچی شد؟

دیگه مثل قدیما شعرای خوب خوب نمی گفت

گمونم چشمه احساس ترش قیچی شد

دیگه دستی نداره تا تو سرش سپر کنه

می زنن توی سرش چون سپرش قیچی شد

شعراشو می برد که چاپ کنه توی مجله ای

چاپ نشد چونکه تموم اثرش قیچی شد

مثل حافظ –آنی بود و با اونا بر نمی خورد

متهم شد به کسی که دگر ش قیچی شد

خبر مردنشم هیچکی به هیچکی نمی گفت

شایدم مثل همیشه خبرش قیچی شد.


 
 
بت تراش
نویسنده : علی رضا صدریخواه - ساعت ۱:٤٩ ‎ق.ظ روز جمعه ٩ بهمن ۱۳۸۸
 

 

سلام 

چندی پیش دوستی که خاطرش همیشه برای من مبارک است در تماسی تلفنی سراغ شعر پیکر تراش یا بت تراش نادر پور رو ازم گرفت .خاطر خوش مودت و دوستی این یار دیرین بهانه ای شد تا شعر زیبای نادر پور زینت ادامه این یادداشت باشد . 

 

بت تراش

 
     
  نادر نادرپور  
     
 
پیکر تراش پیرم و با تیشه خیال
یک شب تو را ز مرمر شعر آفریده ام 

تا در نگین چشم تو نقش هوس نهم
ناز هزار چشم سیه را خریده ام


بر قامتت که وسوسه شستشو در اوست
پاشیده ام شراب کف آلود ماه را 

تا از گزند چشم بدت ایمنی دهم
دزدیده ام ز چشم حسودان، نگاه را 


تا پیچ و تاب قد تو را دلنشین کنم
دست از سر نیاز به هر سو گشوده ام 

از هر زنی، تراش تنی وام کرده ام 
از هر قدی، کرشمه رقصی ربوده ام 


اما تو چون بتی که به بت ساز ننگرد 
در پیش پای خویش به خاکم فکنده ای

مست از می غروری و دور از غم منی
گویی دل از کسی که تو را ساخت، کنده ای 


هشدار زانکه در پس این پرده نیاز 
آن بت تراش بلهوس چشم بسته ام 

یک شب که خشم عشق تو دیوانه ام کند 
بینند سایه ها که ترا هم شکسته ام !